پوریا پرهیزکار

منو

آنیما و آنیموس یا روان زنانه و مردانه

آنیما و آنیموس (Anima and Animus)، یا روان زنانه درون مرد و روان مردانه درون زن از جمله مهمترین کهن الگوهای می باشد که در روانشناسی تحلیلی مطرح شده و نقش مهمی در تکامل شخصیت هر فرد بر عهده دارد، به طوریکه کارل گوستاو یونگ عنوان می کند: انسانی در نهایت می تواند به کمال انسانیت خود برسد که آنیما و آنیموس در وجود او به یگانگی برسند.

در واقع، از آنجاییکه ضمیر هر انسان از دو بخش خودآگاه و ناخودآگاه تشکیل شده است؛ در بخش ناخودآگاه هر مرد و زنی، با عنصر دیگر که از جنس مخالف او است در ارتباط می باشد و هرچه فرد بیشتر از بخش ناخودآگاه خود تاثیر پذیرد، این تصاویر در وجود او نمود بیشتری به خود می گیرند.

در روانشناسی تحلیلی ادعا می شود، همانطور که در جسم هر مردی می توان درصدی هورمون زنانه یافت و یا در جسم هر زنی درصدی هورمون مردانه وجود دارد، در بخش ناخودآگاه هر فرد نیز روان زنانه (آنیما) و روان مردانه (آنیموس) وجود دارد. این مدعا را افلاطون در رساله ضیافت خود چنین عنوان می نماید:

خدایان ابتدا انسان را به صورت کره ای آفریدند که دارای دو جنسیت بود. اما پس از مدتی آنرا به دو نیم کره تقسیم کردند به طوریکه هر نیمه زن از نیمه مرد خود جدا افتاد. از این روست که هر انسانی به دنبال نیمه گمشده ای خود سرگردان است و چون به زن یا مردی بر می خورد، اینگونه می پندارد، که نیمه گم گشته ای اوست، غافل از آنکه نیمه گمشده ای هر انسانی در درون اوست که آنرا به بیرون از خود فرافکنی می نماید”

آنیما و آنیموس چگونه ایجاد می شود؟

آنیما را می توان تجسم تمامی گرایش های روان زنانه در روح مرد دانست، که فاقد شکل مشخصی بوده و بسیار وابسته به دانش مرد از زنان می باشد که ریشه در ارتباط مرد با مادر دارد و یا تاثیراتی که در طول رشد خود از زنان دیگر بدست آورده است. اگر مرد به هر دلیلی نتواند با مادر ارتباط عاطفی مناسبی برقرار نماید، در این حالت آنیما کارکرد منفی خود را بروز می دهد و مرد احساس می کند که هیچ چیز برای او دارای مفهومی نمی باشد و نمی تواند از هیچ چیز لذت ببرد.

آنیموس عبارت است از روان مردانه در روح زن که آن نیز فاقد یک تصویر مشخص و خاص از یک مرد می باشد و معمولا تحت تاثیر شخصیت پدر بر زن شکل می گیرد. اگر زن نیز نتواند بناء به دلایلی با پدر ارتباط عاطفی مناسبی برقرار سازد، آنیموس نیز کارکرد منفی خود را بروز می دهد و زن در این حالت دچار احساس ناامنی شدید یا فلج شدن احساسات در خود می شود.

بنابراین، عشق از دیدگاه دکتر یونگ تمایل ضمیر ناخودآگاه برای رسیدن به تعادل میان ویژگی های زنانه و مردانه در انسان می باشد. به طور مثال هنگامیکه زنی با آنیمای قدرتمند و آنیموس ضعیف، عاشق مردی مطلق می شود که دارای آنیموس قوی و آنیمای ضعیفی است، علت آنرا می توان نیاز روان آن زن برای رسیدن به تعادل دانست که چون این تعادل را در درون خود نمی یابد، آنرا به صورت عشق به بیرون از خود فرافکنی می نماید.

آنیما به چه معناست

فرایند تفرد در آنیما و آنیموس

از دیدگاه کارل گوستاو یونگ، فرایند تفرد باید در انسان رخ بدهد تا او را تبدیل به انسانی کامل نماید. این فرایند که باعث پیشرفت و اکتشاف آنیما و آنیموس در فرد می شود از چهار مرحله اصلی تشکیل شده ، که به ترتیب برای مردان عبارت است از:

  • مرحله حوا، یا زن بیولوژیکی برای بیان مردانی به کار می رود که نگاه آنها به زن فقط به صورت جنسی می باشد.
  • مرحله هلن، که جاذبه زیباشناختی نیز با آن توام شده و بیان کننده مردانی  است که از داشتن رابطه رمانتیک با زنی فرهیخته نیز لذت می برند.
  • مرحله مریم مقدس، برای بیان مردانی به کار می رود که در رابطه خود تا مقام اعتلای روح و رسیدن به پارسایی بالا رفته اند.
  • مرحله سوفیا، که با خرد ملکوتی همراه است که به نهایت پیراستگی دست می یابد

همچنین چهار مرحله ظهور آنیموس در زنان نیز بدین ترتیب شکل می پذیرد:

  • مرحله قدرت جسمانی، یا وجود یک ورزشکار قوی هیکل و خوش اندام.
  • مرحله مبتکری خلاق، که توان و عزم لازم برای استقلال و انجام کارها را عهده دار می شود.
  • مرحله استاد، که دارای قدرت کلام و نفوذ سخن بالای می باشد.
  • مرحله هرمس، یا اندیشه که به زندگی مفهومی تازه می بخشد و راهی برای تعالی زن می شود.

دسته :  مهارت های شخصی

دیدگاه ها