پوریا پرهیزکار

منو

جامعه شناسی خودمانی – چرا درمانده ایم؟

جامعه شناسی خودمانی ( چرا درمانده ایم؟ )، کتابی است به قلم حسن نراقی، پژوهشگر ایرانی که بیشتر به واسطه آثار غیرآکادمیک خود در زمینه جامعه شناسی شناخته می شود. این اثر ۱۵۰ صفحه ای در سال ۱۳۸۰ منتشر گشته است و تا کنون بیش از سی مرتبه تجدید چاپ شده است.

نگارنده کتاب در خصوص استقبال به اثر خود عنوان می کند: “اعتراف می کنم روزی که پاکنویس جامعه شناسی خودمانی را تحویل ناشر دادم، به تنها موردی که فکر نمی کردم این بود که تعداد دفعات چاپ کتاب به ارقام دو رقمی برسد….. من نه حرفه اصلی ام نویسندگی بود و نه تخصص ام بررسی مسائل اجتماعی،… و نه مهمتر از همه اسرار مگویی را فاش کرده بودم. ولی از کتاب استقبال شد.چرا؟ و سوال اصلی برای خودم هم همین شد که واقعا چرا؟”

شیوه نگارش اثر به زبانی ساده و روان الگوی رفتاری و فرهنگی جامعه ایرانی را مورد بررسی قرار داده  و شاید همین سادگی نوشتار مخاطب را به خواندن کتاب بیشتر ترغیب می نماید.  نویسنده با فهرست نمودن خلق و خوی ایرانی؛ هر فصل از کتاب را به یکی از عادات روزمره جامعه اختصاص داده است و در ابتدای کتاب به جمله ای از تولستوی اشاره می کند که، باید گفتنی ها را گفت که احتمالا بسیاری می دانند ولی شهامت ابراز آن را حتی برای خودشان ندارند.

لئو تولستوی، جامعه شناسی خودمانی

مروری بر فصول کتاب جامعه شناسی خودمانی

کتاب جامعه شناسی خودمانی در واقع آینه ای از تمام صفات و ویژگی های جامعه ایرانی است که از دیر باز همواره همراه ایرانیان بوده است. نویسنده خود این صفات را مشابه بیماری می داند که بیمار برای معالجه آن ها ابتدا باید از بیماری خود آگاه شده و سپس برای درمان آن اقدامی را انجام دهد.

در مقدمه، نگارنده کتاب عنوان می کند: ” نکته ای که در مورد آن کم گفته اند و من می خواهم روی آن تاکید بیشتری بکنم، این است که سهم نخبگان ما را، رهبران فکریمان را، رهبران سیاسیمان را، شعرا و نویسندگان مان را، سهم اینها را و بالاتر از همه سهم خودمان را در این معماری سرنوشتمان از آنچه که بوده و هست به مراتب کمتر نشان داده اند و بر روی آن بحث کرده اند. صاذقانه با خود بیندیشیم که ما چگونه ما شدیم؟ و اصلا چرا رویمان نشود؟ واقعا قبل از این سوال، یک تعریفی هم از ما بکنیم که این مایی که از آن صحبت می کنیم، چگونه مایی است. ” و در ادامه نظرات خود را در قالب فصول کتاب جامعه شناسی خودمانی این چنین دسته بندی نموده است:

  • با تاریخ بیگانه ایم، یکی از درد های ممکلت ما این است که حتی تحصیل کرده های ما با تاریخ میانه خوبی ندارد. ملتی که تاریخ خود را نمی داند باید همه چیز را مجدد خود تجربه کند.
  • حقیقت گریزی و پنهان کاری، در مجموع ما ایرانی ها چندان علاقمند به روبرو شدن با حقایقی که مطابق میلمان نباشد، نیستیم. از بیماری صعب العلاج خود و یا عزیزانمان گرفته است تا معضلات و مشکلات جامعه. در بهترین حالت با سکوت از کنار آن رد می شویم و در اوج ناعلاجی با عبارت هرچه خدا مقدر کرده است، صورت مسئله را پاک می کنیم.
  • ظاهر سازی، ما ایرانی ها اکثریت قریب به اتفاق، اهل تظاهر هستیم. تظاهر به درستی، تظاهر به ادب، تظاهر به ثروت و قدرت و ده ها صفت دیگر که آنها را دوست داریم. اتاق مهمان را به یاد بیاورید! بهترین مکان خانه با بهترین امکانات برای مهمان بود که سالی چند بار می آمد.
  • ریاکاری و فرصت طلبی، ایرانی در تهاجم دشمن ابتدا کمی مقاومت می کند، اگر حریف نشد، تسلیم می شود و بعد از آن همرنگ می شود و وقتی اعتماد را جلب کرد، آنچنان تغییر فرم و رفتاری به دشمن می دهد که هیچ چیز شبیه به اولش دیگر نیست.
  • توهم توطئه دائمی، ما ایرانی ها به دلایل زیادی از جمله ترس، احتیاط و … علاقه مندیم دشمن بزرگی برای خود فرض کنیم و همه چیز را بر گردن او بیندازیم.
  • مسئولیت ناپذیری، ما ایرانی ها مسئولیت اشتباهاتمان را قبول نمی کنیم، در واقع نه خودمان قبول می کنیم نه مسئولین کشور!
  • همه چیز دانی، هر سوالی که از ما می شود به آن پاسخ می دهیم و کمتر جمله نمی دانم را از کسی می شنویم!
  • حسادت و حسد ورزی، به همدیگر حسد می ورزیم و چشم دیدن کسی بالاتر از خودمان را نداریم.
  • عدم صداقت، در کل صداقتی وجود ندارد، به قول یک مورخ خارجی دروغ چنان رشد کرده است که اگر یک نفر در ایران صداقت به خرج دهد، باید توقع پاداش داشته باشد.
  • توقع و نارضایتی دائم، از خودمان، جامعه، دوستان، دولت، زمین و زمان توقع داریم و همیشه ناراضی هستیم.
  • قانون گریزی و میل به تجاوز، علاقه ای به قانون نداریم و دوست داریم به نحوی از آن دربرویم، جمله معروف” یک کاریش بکن” یعنی یک جوری قانون را دور بزن.
  • احساساتی بودن و شعار زدگی، رفتار های احساسی زیادی داریم، یک روز می خواهیم زندان را جمع کنیم و یک روز بعد زندان را پر می کنیم. شعار خودکفایی می دهیم و بعد؟!
  • بی برنامگی، اکثر برنامه نداریم و اگر هم داریم نهایت برای یک روز است. برای آینده برنامه نداریم و با تغییر یک نفر همه برنامه ها تغییر می کند. همیشه به دلیل بی برنامگی کلی سازمان موازی داریم!
  • خود محوری و برتری جویی، همه دنیا را با خودمان اندازه می گیریم، همه جا می خواهیم محور باشیم و سعی می کنیم در همه چی دخالت کنیم.
  • قهرمان پروری و استبداد زدگی، زور را پذیرفته ایم و قبول کرده ایم که بالا دستی به ما زور بگوید.
  • سخن آخر، این فرهنگ ماست! زمانیکه در کوچه و بازار هستیم و یک فرد عادی هستیم دارای این فرهنگ هستیم، و وقتی که وزیر و وکیل شویم هم فرهنگمان همین است!

دسته :  معرفی فیلم و کتاب

برچسب :  

دیدگاه ها