پوریا پرهیزکار

منو

خطاهای شناختی چیست و تا چه میزان در تصمیم گیری افراد تاثیرگذار می باشد

خطاهای شناختی (Cognitive Errors)، را می توان از سری مباحث مطرح در مدیریت و روانشناسی دانست، که به صورت دراز مدت در ذهن انسان شکل گرفته، تا بر سرعت تصمیم گیری در شرایط مختلف بی افزاید. در حقیقت آنها مشابه میان برهای ذهنی برای تصمیم گیری در شرایطی که نیاز به سرعت بیشتری می باشد، عمل می نمایند.

از آنجایی که یکی از مهمترین وظایف مدیران تصمیم گیری است، آگاهی داشتن نسبت به خطاهای شناختی باعث می گردد، تا فرد نسبت به میزان منطقی بودن یا احساسی بودن تصمیم خود آگاه تر عمل نماید، چرا که تصمیم گیری یک فرایند ذهنی است، که در نهایت منجر به انتخاب یک گزینه از میان دیگر گزینه ها موجود می گردد.

دو اصطلاح سوگیری شناختی (Cognitive Biases)، و تحریف شناختی (Cognitive Distortions)، از جمله تقسیم بندی های صورت گرفته برای خطاهای شناختی می باشند، که تفاوت آنها در میزان گستردگی سوگیری های شناختی در بین افراد نسبت به تحریف های شناختی می باشد.

انواع خطاهای شناختی از دیدگاه روانشناسی

از دیدگاه روانشناسان شناختی، می توان انسان را موجودی پردازش کننده اطلاعات دانست، که با توجه به اطلاعاتی که به ذهن وارد می شود، به بررسی و حل مسائل می پردازد.

از جمله پیشگامان روانشناسی شناختی، که در خصوص انواع ادراک ذهن نسبت به محیط اطراف و خطاهای شناختی تحقیقات فراوانی انجام داده اند، می توان به آلبرت الیس (Albert Ellis)، و آرون تی بک (Aaron T. Beck)، اشاره نمود.

آلبرت الیس و آرون تی بک

در شیوه شناخت درمانی ارائه شده توسط آنها، افکار غلط و غیر عقلانی که می توانند نتایج نامطلوبی به همراه داشته باشند، مورد چالش قرار گرفته و مورد اصلاح قرار می گیرند. برخی از خطاهای شناختی که می تواند در تصمیم گیری افراد تاثیرگذار باشند عبارتند از :

  • تفکر دو قطبی، که استدلال به شیوه همه یا هیچ نیز نامیده می شود. فرد تمایل دارد تمامی امور را به دو دسته سیاه و سفید تقسیم بندی نماید، به طوریکه تعبیرهای بینابینی و خاکستری را نمی پذیرد.
  • تعمیم مبالغه آمیز، بر اساس چند حادثه منفی، فرد قانونی برای خود در نظر می گیرد تا اتفاقات آینده نیز تحت تاثیر آن قرار گیرند، و افکار خود را از طریق تعمیم افراطی تحریف می نماید.
  • شخصی سازی، زمانی رخ می دهد که فرد مسئولیت اموری که مربوط به او نمی شود را نیز می پذیرد. برخی افراد نیز برخلاف روش شخصی سازی عمل می نماید، بدین معنا که سایرین و شرایط را دلیل اصلی مسائل خود تلقی می نماید و خود را کاملا از تمای مسائل مبراء می داند.
  • استدلال هیجانی، یا استدلالی که منطقی نمی باشد و بر اساس احساسات منفی صورت می پذیرد. در این حالت فرد استدلال های ذهنی-عاطفی خود را برابر با واقعیت می داند.
  • بزرگ نمایی و کوچک نمایی، در این حالت فرد وقایع را یا بسیار کوچک و ناچیز تصور می کند یا آنها را بیش از حد بزرگ و مهم تلقی می کند، که نتیجه آن سبب بدبینی و ناامیدی می گردد.
  • اعتماد به نفس بیش از حد، زمانی رخ می دهد که فرد برآورد بیشتری از توانمندی های خود داشته، و زمانیکه می خواهد منصفانه در مورد خود قضاوت نماید،  خود را بیش از آنچه هست ارزیابی می نماید.
  • تفکر قالبی، یا استریوتایپ به معنای پیش داوری در مورد افراد بر اساس گروه یا جامعه ای که به آن تعلق دارند. در این نوع تفکر یک ویژگی به تمای افراد نسبت داده می شود، تنها به دلیل عضویت در یک گروه یا جامعه ای مشخص.
  • خطای تمرکز، در این حالت فرد بر اساس آخرین اطلاعات دریافتی، تصمیم نهایی خود را می گیرد و بقیه اطلاعات را نادیده می گیرد. در حقیقت بخشی از اطلاعات بر سایر آنها ارجحیت می یابد.
  • فیلتر ذهنی، یا انتزاع انتخابی زمانی رخ می دهد که فرد بر روی نکات منفی متمرکز شده و نکات مثبت را نادیده می گیرد، یا زمانیکه بر روی جزئیات یک مجموعه کلی تکیه می نماید و سایر جنبه های کلی تر را در نظر نمی گیرد.
  • نتیجه گیری شتابزده، به معنای رسیدن به نتایجی اختیاری بر اساس ملاک های ناکافی می باشد. این خطا به دو صورت ذهن خوانی، افراد دیگر و پیش بینی منفی، که انتظار اتفاقی ناگوار می باشد، رخ می دهد.

دسته :  مهارت های شغلی

دیدگاه ها

  • ارسال شده در شهریور ۶, ۱۳۹۶ ۰۹:۰۶

    محمد نظر حزین یار

    به مدییت محترم صفحه زیبای مدیریت ورهبری سلام خسته نباشید! موضوع مدیریت و رهبری با مثالهای گله گرگها و فیل سفید و تنازع درمدیریت برایم خیلی جالب و آموزشی است، اینکه نتوانستم متن موضوع را کاپی نمایم، پالیسی شما بوده و برایم ازاحترام برخورداراست. اما تاجائیکه دست و قلمم کار کردآنرا به دست نوشتم، چون این مطالب یک کتاب اموزشی وواقعأ جالب است اگربرای شما زحمت نباشد آنرا درایملم بفرستید، پیشا پیش ممنون می شوم.