پوریا پرهیزکار

منو

روباه و خارپشت دو سبک متفاوت در تفکر

آیزایا برلین (Isaiah Berlin)، فیلسوف و نظریه پرداز سیاسی، روس تبار است که در فاصله سالهای ۱۹۰۹ تا ۱۹۹۷ می زیست. او در دانشگاه آکسفورد به تحصیل سیاست، فلسفه و اقتصاد پرداخت و سپس برای مدتی در همان دانشگاه به تدریس مشغول شد. او دو بار در سالهای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۷ به ایران نیز سفر داشته است. آیزایا برلین در کتابی تحت عنوان روباه و خارپشت ، افراد دنیا را بر اساس نوع تفکرشان به دو گروه  تقسیم می کند. او این تقسیم بندی را بر اساس سخنی از آرخیلوخوس در یونان باستان انجام داده است که عنوان می کند: روباه بسیار چیزها می داند اما خارپشت فقط یک چیز مهم می داند.

حکایت روباه و خارپشت

روباه موجودی است حیله گر و چابک، که برای شکار کردن خارپشت راه های مختلفی را به کار می گیرد. او هر روز در اطراف لانه خارپشت پرسه می زند تا در فرصت مناسب، او را شکار کند. خارپشت موجود کوچک ای است که به آهستگی حرکت می کند و به راحتی در کمین روباه قرار می گیرد اما زمانیکه روباه می خواهد به حمله کند و او را شکار کند، خارپشت تنها روش دفاعی عالی را که می داند اجرا می کند، او  با جمع کردن خود در میان خارهایش پنهان می شود. خارپشت با همین یک روش توانسته است در برابر روباه همیشه پیروز شود.

روباه و خارپشت نمادی از دو سبک تفکر

آیزایا برلین از این حکایت کوچک نتیجه گیری می کند که مردم به دو گروه اصلی بر اساس نحوه تفکرشان تقسیم می شوند. روباه ها بسیاری از روش ها را به طور همزمان دنبال می کنند و جهان را با تمام پیچیدگی که دارد می نگرند. روباه ها هرگز تفکر خود را روی یک مفهوم کلی یا دیدگاه یکپارچه متمرکز نمی کنند. از طرف دیگر خارپشت ها یک جهان پیچیده را تا حد یک ایده سازمان یافته ساده می کنند. از نظر خارپشت ها هر چیزی که تا اندازه ای به ایده خارپشتی مربوط نباشد موضوعی بی ربط است.

ماروین برسکر, استاده دانشگاه پرینستون, معتقد است تنها کسانی می توانند بر افرادی که به اندازه خودشان باهوش اند تاثیر بگذارند که مانند خارپشت ها عمل می کنند. افرادی که بزرگترین رد پاها را به جای گذاشتند افرادی بودند که بر روی یک ایده نگاهی بسیار عمیق داشته اند. خارپشت ها اصل هر چیز را می بینند و بقیه را نادیده می گیرند.

دسته :  مهارت های شخصی

دیدگاه ها