پوریا پرهیزکار

منو

نیکولو ماکیاولی و کتاب شهریار در خصوص قدرت

نیکولو ماکیاولی در نیمه قرن پانزدهم میلادی ( ۱۵۲۷ – ۱۴۶۹)، در شهر فلورانس ایتالیا در خانواده ای متوسط متولد شد. پدرش یک حقوقدان بود که برای حکومت کار می کرد و علاقه شخصی او به سیاست و قدرت باعث شد تا در جوانی بتواند به عنوان منشی وارد دستگاه حکومتی شود.

پس از گذشت مدتی فعالیت در دستگاه حکومت، او به واسطه هوش ذاتی اش، توانست جایگاه خود را تا یک مامور دیپلماتیک ارتقاء ببخشد و در یکی از ماموریت ها، که برای مذاکره در خصوص مشکلات شهر فلورانس و شهر پیزا، به دربار لویی دوازدهم پادشاه فرانسه سفر کرده بود، متوجه وضع نابسامان دولت ایتالیا می شود که روز به روز شرایط وخیم تری پیدا می نمود.

در آن زمان وی نخستین پند خود به دستگاه حکومت شهر ایتالیا را چنین عنوان نمود:  امروز و فردا کردن شرط خرد نیست و هرکه بیش از حد مردد و نامصمم به نظر برسد، دیر یا زود با خطر روبرو خواهد شد، پس باید در جنگ و سیاست جسورانه و سریع عمل نمود.

نیکولو ماکیاولی را می توان اولین اندیشمند و فیلسوف سیاسی غرب دانست که سیاست مدرن را در تضاد با سنت اخلاقی و مذهبی می دانست و معتقد بود: در این دنیا “قدرت” یک اصل است و محدود به هیچ حکم اخلاقی نمی باشد، در نتیجه استفاده از هر وسیله ای در سیاست برای پیشبرد اهداف مجاز است.

نیکولو ماکیاولی هدف وسیله را توجیه می کند

او مجموعه ای از اصول و روش های دستوری برای زمامدارای و حکومت بر مردم ارائه داده است که تحت عنوان ماکیاولیسم شناخته می شوند که می توان آنها را در احکام دهگانه زیر خلاصه نمود:

    • همیشه در پی سود خویش باش.
    • جز خویشتن هیچکس را محترم مدار.
    • بدی کن، اما چنان وانمود کن که نیکی می کنی.
    • حریص باش و هرآنچه که می توانی تصاحب کن.
    • خسیس باش.
    • خشن و درنده خوی باش.
    • چون فرصت بدست آوردی دیگران را بفریب.
    • دشمنانت را بکش و اگر می توانی دوستانت را نیز بکش.
    • در رفتار با مردم به زور توسل جوی، نه به مهربانی.
    • همه مساعی خود را به جنگ متمرکز ساز.

کتاب شهریار ؛ توصیه های از نیکولو ماکیاولی برای رسیدن به قدرت

کتاب شهریار را بی شک می توان پرخواننده‌ترین و بحث‌انگیزترین و بدنام‌ترین اثر ماکیاولی در ادبیات سیاسی همه زمانها دانست. وی در نامه ای مشهور به یک از دوستان خود چنین عنوان می کند: من رساله‌ای به نام شهریار نوشته‌ام …. اینکه حاکمیت چیست، بر چند نوع است، چگونه آن را به دست می‌آورند، چگونه آن را حفظ می‌کنند و چگونه آن را از دست می‌دهند.

نیکولو ماکیاولی در این کتاب، مجموعه ای از رهنمود ها برای اداره موفقیت آمیز یک حکومت از طریق کسب قدرت ارائه کرده است. او این کتاب را با هدف کمک به حکومت ایتالیا برای حفظ قدرت و غلبه بر سایر حکومت های اروپایی به نگارش در آورده و در آن با نگاهی واقع گرایانه به مقوله قدرت تاکید کرده است که، هدف ایجاد حکومت قدرتمند, وسیله را توجیه می نماید.  ( خرید آنلاین )

وی همچنین بر اصول وحدت فرماندهی تاکید بسیار دارد, به طوریکه عنوان می کند: زمام امور بهتر است به دست یک نفر سپرده شود تا دو نفر هر چند این دو نفر دارای حد بالایی از لیاقت باشند.

در بخش دیگری از این اثر وی اعتقاد خود در خصوص ذات بشر را چنین عنوان می کند: انسان ها ناسپاس،‌ دمدمی‌مزاج، دروغگو و نیزنگ‌باز هستند، از خطر رویگردانند و آزمند نفع و سود خویش هستند؛ تا وقتی که به خوبی با آنان رفتار کنی، به تو تعلق دارند. خون خود را به خاطر تو ایثار می‌کنند، دارایی و زندگی و فرزندانشان را به مخاطره می‌افکنند، البته مادام که … خطری متوجه آنان نیست. اما موقعی که تو دچار خطری شدی، به تو پشت می‌کنند… انسانها با وجدان راحت‌تری به کسی آسیب می‌رسانند که می‌خواهد در نزد مردم محبوب باشد تا کسی که ترس را در دل مردم پدید می‌آورد.

همچنین وی در دیگر بخش های از کتاب با بیانی صریح و روشن به مطرح کردن سیاست ها و تدابیری می پردازد که کاربرد آنها برای یک شهریار مجاز است  و چنین تاکید می کند:

  • بی رحمی را می توان برای رسیدن به هدف مورد نظر اعمال کرد.
  • مردم عوام همواره فریب ظواهر و تظاهر را می‌خورند، کمتر کسی می‌تواند حقیقت تو را دریابد
  • ترس مردم از فرمانروا به مراتب بهتر از آن است که او را دوست بدارند اگر نمی تواند که هر دو صفت را با هم داشته باشد.
  • مردم حافظه کوتاه مدت دارند پس اگر می خوای ضربه بزنی سریع و محکم بزن ولی اگر می خواهی محبت کنی کم کم و طولانی انجام بده، چون طولانی تر است در ذهن مردن بیشتر می ماند.

دسته :  معرفی فیلم و کتاب

برچسب :  ,

دیدگاه ها