پوریا پرهیزکار

منو

نیکولو ماکیاولی کیست و در کتاب شهریار در خصوص قدرت چه می گوید

نیکولو ماکیاولی (Niccolò Machiavelli)، فیلسوف سیاسی، در نیمه قرن پانزدهم میلادی در شهر فلورانس ایتالیا در خانواده ای متوسط متولد گردید. پدر وی یک حقوقدان در دستگاه حکومتی بود و همین موضوع سبب علاقه نیکولو به ساختار سیاست و قدرت گردید، تا بعدها به عنوان یک منشی وارد دستگاه حکومتی شود.

نیکولو به واسطه هوش ذاتی خود توانست، در مدتی کوتاه جایگاه اش را تا یک مامور دیپلماتیک ارتقاء ببخشد. وی در یکی از سفرهایش متوجه اوضاع نابسامان آن روزگار کشور ایتالیا می شود، که روز به روز در حال وخامت بیشتری بود.

این موضوع باعث می شود، تا اولین پند خود را به دستگاه حکومتی شهر ایتالیا چنین عنوان نماید: امروز و فردا کردن شرط خرد نیست و هرکه بیش از حد مردد و نامصمم به نظر برسد، دیر یا زود با خطر روبرو خواهد شد، پس باید در جنگ و سیاست جسورانه و سریع عمل نمود.

مطالعات نیکولو ماکیاولی، در خصوص زمامداری امور و حکومت داری در آن زمان، وی را به اولین اندیشمند و فیلسوف سیاسی غرب تبدیل نمود. وی سیاست مدرن را در تضاد با سنت اخلاقی و مذهبی می دانست و بر این باور بود که، در این دنیا قدرت یک اصل است و محدود به هیچ حکم اخلاقی نمی باشد، در نتیچه استفاده از هر وسیله ای در سیاست برای پیشبرد اهداف مجاز خواهد بود.

مجموعه ای از اصول و روش های دستوری که برای حکومت بر مردم از وی به جا مانده، تحت عنوان ماکیاولیسم شناخته می شود، که آنها را می توان در احکام دهگانه زیر خلاصه نمود:

    • همیشه در پی سود خویش باش.
    • جز خویشتن هیچکس را محترم مدار.
    • بدی کن، اما چنان وانمود کن که نیکی می کنی.
    • حریص باش و هرآنچه که می توانی تصاحب کن.
    • خسیس باش.
    • خشن و درنده خوی باش.
    • چون فرصت بدست آوردی دیگران را بفریب.
    • دشمنانت را بکش و اگر می توانی دوستانت را نیز بکش.
    • در رفتار با مردم به زور توسل جوی، نه به مهربانی.
    • همه مساعی خود را به جنگ متمرکز ساز.

کتاب شهریار ؛ توصیه های از نیکولو ماکیاولی برای رسیدن به قدرت

کتاب شهریار (The Prince)، را می توان بی شک، بحث انگیزترین اثر نیکولو ماکیاولی در ادبیات سیاسی در طول تاریخ دانست. وی در نامه ای مشهور به یکی از دوستان خود چنین عنوان می نماید که : من رساله‌ای به نام شهریار نوشته‌ام …. اینکه حاکمیت چیست، بر چند نوع است، چگونه آن را به دست می‌آورند، چگونه آن را حفظ می‌کنند و چگونه آن را از دست می‌دهند.

نیکولو ماکیاولی در کتاب شهریار (The Book of The Prince)، مجموعه ای از رهنمود ها برای اداره موفقیت آمیز یک حکومت از طریق کسب قدرت ارائه کرده است. او این کتاب را با هدف کمک به حکومت ایتالیا برای حفظ قدرت و غلبه بر سایر حکومت های اروپایی به نگارش در آورده است. وی با نگاهی واقع گرایانه به مقوله قدرت، بر این جمله تاکید می کند که، هدف ایجاد حکومت قدرتمند، وسیله را توجیح می نماید.

وی همچنین بر اصول وحدت فرماندهی تاکید بسیار دارد, به طوریکه عنوان می کند: زمام امور بهتر است به دست یک نفر سپرده شود تا دو نفر هر چند این دو نفر دارای حد بالایی از لیاقت باشند.

در بخش دیگری از این اثر وی اعتقاد خود در خصوص ذات بشر را چنین عنوان می کند: انسان ها ناسپاس،‌ دمدمی‌مزاج، دروغگو و نیزنگ‌باز هستند، از خطر رویگردانند و آزمند نفع و سود خویش هستند؛ تا وقتی که به خوبی با آنان رفتار کنی، به تو تعلق دارند. خون خود را به خاطر تو ایثار می‌کنند، دارایی و زندگی و فرزندانشان را به مخاطره می‌افکنند، البته مادام که … خطری متوجه آنان نیست. اما موقعی که تو دچار خطری شدی، به تو پشت می‌کنند… انسانها با وجدان راحت‌تری به کسی آسیب می‌رسانند که می‌خواهد در نزد مردم محبوب باشد تا کسی که ترس را در دل مردم پدید می‌آورد.

همچنین او در دیگر بخش های از کتاب با بیانی صریح و روشن به مطرح کردن سیاست ها و تدابیری می پردازد که کاربرد آنها برای یک شهریار مجاز است  و چنین تاکید می کند:

  • بی رحمی را می توان برای رسیدن به هدف مورد نظر اعمال کرد.
  • مردم عوام همواره فریب ظواهر و تظاهر را می‌خورند، کمتر کسی می‌تواند حقیقت تو را دریابد
  • ترس مردم از فرمانروا به مراتب بهتر از آن است که او را دوست بدارند اگر نمی تواند که هر دو صفت را با هم داشته باشد.
  • مردم حافظه کوتاه مدت دارند پس اگر می خوای ضربه بزنی سریع و محکم بزن ولی اگر می خواهی محبت کنی کم کم و طولانی انجام بده، چون طولانی تر است در ذهن مردن بیشتر می ماند.

دسته :  معرفی فیلم و کتاب

دیدگاه ها