پوریا پرهیزکار

منو

هفت عادت مردمان موثر نوشته استفان کاوی

هفت عادت مردمان موثر (The Seven Habits of Highly Effective People)، نوشته استفان ریچاردز کاوی ( ۱۹۳۲ – ۲۰۱۲) از جمله شناخته شده ترین کتاب ها در زمینه مهارت های زندگی و موفقیت می باشد که تا کنون به بیش از ۴۰ زبان مختلف ترجمه شده و بالغ بر ۱۵ میلیون نسخه از آن به فروش رفته است. این اثر ارزشمند در سال ۲۰۰۲ توسط مجله فوربس به عنوان یکی از ۱۰ کتاب موثر مدیریتی در قرن بیستم شناخته شده است.

نویسنده این اثر متولد کشور امریکا بوده و فوق لیسانس خود را در دانشگاه هاروارد و دکترا را در دانشگاه یانگ به اتمام رسانده است. استفان کاوی، پس از مدتی تدریس در دانشگاه، موسسه ای به نام کانون بین المللی رهبری کاوی را تاسیس نمود و به عنوان مشاور و مدرس با بیش از ۵۰۰ شرکت موفق و معروف امریکای همکاری داشته است، به طوریکه در سال ۱۹۹۶ مجله تایم او را به عنوان یکی از ۲۵ امریکای تاثیرگذار در دنیا معرفی نموده است. از جمله دیگر آثار شناخته شده وی می توان به کتاب عادت هشتم و نخست امور نخست اشاره نمود که آنها نیز با استقبال بسیاری روبرو شده اند.

هفت عادت مردمان موثر بر خلاف بسیاری از کتاب های دیگر که در زمینه موفقیت می باشد; فقط به یک سری رفتار های سطحی اتکاء ننموده است و خواهان ایجاد یک نگرش از درون به بیرون می باشد، بدین معنا که اگر افراد خواهان یک زندگی سعادتمندانه هستند ابتدا باید نیروی مثبت ایجاد نمایند به جای آنکه به نیروهای منفی قدرت ببخشند. ( خرید آنلاین )

آشنایی با هفت عادت مردمان موثر برای رسیدن به موفقیت

هفت عادت مردمان موثر

  • عادت اول : عامل باشید.
  • عادت دوم : ذهنا از پایان شروع کنید.
  • عادت سوم : نخست امور نخست را انجام دهید.
  • عادت چهارم : برنده برنده بیاندیشید.
  • عادت پنجم : نخست بخواهید بفهمید آنگاه به دنبال تفاهم باشید.
  • عادت ششم : نیروی جمعی ایجاد کنید.
  • عادت هفتم : اره را تیز کنید.

آشنایی با هفت عادت مردمان موثر

عامل باشید :  مردمان موثر عامل هستند، بدین معنا که آنها مسئولیت تمامی کارهای خود را بر عهده گرفته و رفتارشان نتیجه انتخاب آگاهانه شان است؛ این افراد هیچگاه به ملامت کردن اوضاع، شرایط  و افراد دیگر نمی پردازند و در شرایطی که با مشکلی مواجه شوند در صدد یافتن سایر راه حل های ممکن هستند.

ذهنا از پایان شروع کنید : مردمان موثر دارای هدف و مقصد روشنی هستند و به خوبی می دانند به کجا می خواهند برسند. مفهوم ضمنی ” ذهنا از پایان شروع کنید ” به معنای مشخص بودن فلسفه و نظام ارزشی هر فرد در زندگی می باشد. این افراد شعار رسالت شخصی خود را در دل و ذهن خویش حک کرده و به روشنی به تجسم آینده مورد نظر خود می پردازند.

نخست امور نخست را انجام دهید : مردمان موثر به جای مدیریت زمان به مدیریت اولیت های خود می پردازند. این افراد به جای آنکه وقت خود را صرف امور ضروری و فوری نمایند، اولویت را بر روی امور مهم قرار می دهند. امور مهم شامل مواردی می شوند که در ارتباط با مهمترین اهداف زندگی هر فرد هستند، در حالیکه امور ضروری اغلب ملموس بوده و نیازمند اقدام فوری می باشند.

برای اولویت بندی امور می توان با استفاده از ماتریس آیزنهاور چهار دسته فعالیت در نظر گرفت : امور مهم و ضرویامور مهم و غیر ضروریامور ضروری و بی اهمیتامور بی اهمیت و غیر ضروری . امور مهم و غیر ضروری، آن دسته از فعالیت های می باشند که مردمان موثر بیشتر وقت خود را صرف آنها می کنند؛ چرا که فعالیت های این دسته مرتبط با اهداف و رسالت شخصی هر فرد در زندگی می باشد.

برنده برنده بیاندیشید : مردمان موثر دارای نگارش برنده – برنده می باشند، بدین مفهوم که آنها جویای منافع متقابل و چند جانبه هستند. با این نگرش تمامی افراد سهیم در یک برنامه احساس تعهد و مطلوبی را تجربه می کنند.

نخست بخواهید بفهمید آنگاه به دنبال تفاهم باشید : مردمان موثر ابتدا وضعیت دیگری را درک نموده و سپس به دنبال ایجاد تفاهم هستند، بدین معنا که بر خلاف اغلب مردم که تمایل دارند تا اوضاع دیگران را بر اساس عقاید و اندیشه خود بسنجند و به داوری بنشینند، آنها ابتدا به شناخت دیگران توجه می کنند و سپس به دنبال ایجاد همدلی و تفاهم هستند.

نیروی جمعی ایجاد کنید : مردمان موثر با در کنار هم قرار دادن عادت های دیگر، نیروی جمعی ایجاد می نمایند. با نیروی جمعی ایجاد شده این افراد توان انجام اموری را خواهند داشت که از ذهن انسان بسیار دور است. در ساده ترین توصیف ممکن برای هم افزای می توان عنوان نمود؛ نیروی جمعی از جمع تک تک نیرو ها بیشتر است.

اره را تیز کنید : مردمان موثر به طور مداوم در حال نوسازی و بازسازی خویش هستند، این افراد میان تولید و قابلیت تولید خود تعادل ایجاد می نمایند و زمانی را صرف بازسازی توانایی های خود می کنند.

مثال ذکر شده در خصوص تولید و قابلیت تولید، داستان پیرمرد و پیرزنی است که چندین غاز داشتند، روزی اتفاق عجیبی رخ می دهد و یکی از غازها تخم طلا می کند. از آن به بعد هر روز صبح پیرمرد به سراغ غاز می رفت و تا تخم طلا را به بازار ببرد و بفروشد.

پس از گذشت مدتی زندگی پیرمرد و پیرزن از پول تخم طلاهای فروخته شده بسیار خوب شد, تا آنکه یک روز پیرزن به پیرمرد گفت : حالا که این غاز هر روز می تواند تخم طلا کند حتما در وجودش معدنی از طلا است، بهتر از به جای آنکه هر روز صبر کنیم تا یک تخم طلا نصیب ما شود، غاز را سر ببریم تا بتوانیم به معدن طلای درون او دست پیدا کنیم و تمامی طلاها را یکجا بدست بیاوریم.

با این حرف پیرمرد نیز دچار طمع شد و به امید آنکه با معدنی از طلا روبرو شود سر غاز را برید! اما آنچه نصیبش شد مشتی پر و کمی گوشت بود. بعد از آن اتفاق پیرمرد و پیرزن روز به روز اوضاع زندگیشان بدتر شد و پیرمرد مجبور بود برای تامین مخارج خانه اش صبح تا شب تلاش کند.

دسته :  معرفی فیلم و کتاب

دیدگاه ها