پوریا پرهیزکار

منو

 

چهل قانون عشق روایتی از دیدار مولانا و شمس تبریزی به قلم الیف شافاک

چهل قانون عشق (The Forty Rules of Love)، رمانی است تاثیرگذار، در خصوص ارتباط شمس تبریزی و مولانا، که توسط نویسنده ی ترک تبار با نام الیف شافاک (Elif Şafak)، در سال ۲۰۱۰ منتشر گردید و توانست، پس از مدتی عنوان پرفروش ترین رمان در کشور ترکیه را به خود اختصاص دهد.

این اثر با بیان دو حکایت، یکی از دیدار شمس و مولانا و دیگری داستان زنی در عصر حاضر به روایت طریقت عشق می پردازد. یکی، عشق زمینی و داستان دلدادگی و دیگری، عشق معنوی و داستان رهایی.

داستان از زندگی زنی آغاز می شود، که در دوران میان سالی و آسانه چهل سالگی، غرق در روزمرگی های معمول زندگی شده است. تا آنکه روزی کتابی برای ویرایش به او داده می شود، کتابی در خصوص ارتباط شمس و مولانا.

علی رغم آنکه علاقه ای به خواندن کتاب های تاریخی و عرفانی ندارد، اما کاملا جذب داستان و مبحث تصوف می شود، و این شروعی برای تحولی عظیم در زندگی او می باشد.

در واقع، چهل قانون عشق را می توان تلنگری دانست، به تمام آنهایی که در دنیای روزمرگی های خود گم شده اند و همه چیز، حتی عشق را نیز فراموش کرده اند. این اثر زیبا با بیان داستان های مختلف، به توصیف چهل قانون عشق شمس می پردازد، و سعی در آن دارد، تا غبار تاریکی ها را از نهان انسان امروزی پاک کرده، تا او بار دیگر با عشق روبرو شود.

گفتارهای از چهل قانون عشق شمس تبریزی

کلماتی که با آن پروردگارت را توصیف می کنی، همانند آینه ای است که خود را در آن می بینی. اگر با شنیدن نام پروردگار، موجودی ترسناک و شرم آور در ذهن تصور کنی، تو نیز بیشتر مواقع در ترس و شرم به سر می بری، اما اگر با شنیدن نام او، عشق و مهربانی به ذهنت می رسد، این صفات در وجود تو نیز فراوانند.

قدم گذاشتن در مسیر حق، کار دل است نه کار عقل. در این راه، دلت راهنمایت باشد، نه سری که بر بالای شانه ها داری. از آن مردمانی باش که بر نفس خود آگاهند، نه آنانکه نفس خود را نادیده می گیرند.

اکثر درگیری ها، پیش داوری ها و دشمنی ها در این دنیا از زبان منشأ می گیرد. پس خود باش و به کلمه ها بهاء نده، که در دیار عشق زبان حکم نمی کند و عاشق بی زبان است.

اگر در این زندگی، تک و تنها در گوشه انزوا بمانی، هرگز نمی توانی حقیقت را کشف کنی. تنها زمانی که می توانی خود را کامل ببینی، در آینه انسان دیگری می باشد.

صبر چیست؟ به تیغ نگریستن و گل را پیش چشم دیدن، به شب نگریستن و روز را در خیال دیدن. عاشقان خدا، صبر را همچون شهد شیرین به کام می کشند و می دانند که زمان لازم است، تا هلال ماه به بدر کامل تبدیل شود.

قابله می داند، که زایمان بی درد نمی شود. برای آنکه تویی نو و تازه از درونت ظهور کند، باید تحمل سختی ها و درد ها را داشته باشی.

به جای مقاومت در برابر تغییراتی که خدا برایت خواسته است، تسلیم شو. بگذار زندگی با تو جریان یابد، نه بی تو. نگران زیر و رو شدن زندگیت نباش، از کجا می دانی که زیر زندگیت بهتر از رویش نباشد.

اگر نیازمند احترام و محبت دیگرانی، بدان که اینها را به خودت بدهکاری. کسی که خودش را دوست نداشته باشد، ممکن نیست دیگران دوستش داشته باشند. خودت را که دوست داشته باشی، دنیا اگر پر از خار هم شود، ناامید نمی شوی، چون آنها به زودی به گل تبدیل خواهند شد.

اندیشیدن به پایان راه کاری بیهوده ی است. فقط به نخستین گامی که بر می داری بیندیش، ادامه اش خود به خود می آید.

خداوند، به هرکدام از ما صفاتی جداگانه عطا کرده است، اگر می خواست همه مثل هم باشیم، همه را همانند می آفرید. محترم نشمردن اختلاف ها و تحمیل عقاید صحیح خود به دیگران، بی احترامی است نسبت به ذات خلقت و نظام پروردگار.

دنیا همانند کوهی می ماند، که هر فریادی سر دهی، پژواک همان را خواهی شنید. اگر سخنی خیر از دهانت برآید، سخنی خیر خواهی شنید. اگر سخنی شر بر زبان آوری، همان شر به سراغت باز می گردد. هرکه در باره ات سخنی زشت بر زبان آورد، تو چهل شبانه روز، درباره آن فرد سخت خیر بگو. در پایان خواهی دید که همه چیز عوض خواهد شد. گر دلت دگرگون شود، دنیا نیز دگرگون خواهد شد.

در این دنیا، تنها با تضادها می توان پیش رفت. مومن با منکر دورنش و ملحد با مومن درونش. شخص تا هنگامیکه به مرتبه انسان کامل بخواده برسد، باید پله پله پیش رود. فقط تا حدی که تضادها را بپذیرد، می تواند بالغ شود.

ساعتی دقیق تر از ساعت پروردگار نیست. آنچنان دقیق که در سایه اش همه چیز سر موقع اتفاق می افتد. نه زودتر و نه دیرتر. برای هر انسانی یک زمان عاشق شدن هست و یک زمان مردن.

برای عوض نمودن زندگی، برای تغییر خود، هیچگاه دیر نیست. هرچند سال که گذشته باشد، هر گونه که زندگی کرده باشی، هر اتفاقی که از سرگذشته باشد. بازهم نو شدن ممکن است. تنها زمانی باید حسرت خورد، که یک روز درست همانند روز قبلش باشد. در هرلحظه و هر نفس باید نو شد، و برای رسیدن به زندگی نو باید پیش از مرگ مرد.

نسخه انگلیسی کتاب چهل قانون عشق

دسته :  معرفی فیلم و کتاب

برچسب :  

دیدگاه ها