پوریا پرهیزکار

منو

گرگ و سازماندهی گروهی

گرگ حیوانی بسیار با هوش و اجتماعی است، که به صورت گروهی زندگی می کند. در رفتار گروهی این حیوان مفاهیمی مانند اراده، عمل و مدیریت از روی دور اندیشی به خوبی نمایان است. در هر گروه سلسله مراتب و جامعه طبقاتی به خوبی تنظیم شده است، اعضا هر گله به طور متوسط در حدود ۲۰  گرگ می باشد که یک گرگ مونث غالب رهبری گله را بر عهده دارد. ارزش قلمرو و فرماندهی گله باعث می شود که رهبر گروه بسیار مستبد باشد. گرگ ها جز متمدن ترین حیوانات در قوانین زندگی اجتماعی هستند، چرا که مطابق با عقائدشان عمل می کنند. آنها حتی بچه های ناقص و ضعیف خود را می کشند چون طاقت زجر کشیدن و به پستی افتادن فرزند خود را ندارند. یک گرگ در گله ابتدا باید توانمدی خود را ثابت کند سپس حق انتخاب جفت به او داده می شود.

گرگها در داستان های اسطوره ای مردمان کشور های ترکیه و مغولستان حیوانات مورد احترامی هستند و داستان های زیادی راجب آنها نقل می شود. آنها گرگ را نمادی از تلاش، اقتدار و مسئولیت پذیری می دانند. در یکی از اسطوره های ترکی آمده است، که یک گرگ به ترک ها راه خروج از سرزمین مادری افسانه ای شان را نشان داد و باعث تسلط آنها بر همسایگانشان شد.

از جمله مواردی که بسیار مورد توجه دانشمندان علوم رفتاری می باشد، رفتار حیوانات در شرایط مختلف است که باعث شده است بر روی این موضوع در شرایط مختلف زیستی تحقیقات فراوانی انجام دهند. از آنجایی که گرگ ها حیوانات باهوشی هستند، نکات قابل توجه بسیاری در رفتار آنها وجود دارد که در خور توجه می باشد. در یک گله طرد یک عضو خائن یا تنبل از روی قوانین خاصی است، به طوریکه برای هر جرمی مدت زمان مشخصی برای طرد شدن در نظر گرفته می شود. در این مدت گاه گرگ متخلف صبر خود را از دست می دهد و یاغی می شود که در نهایت به خاطر طغیان کشته می شود و گاه برای جلب توجه و خشنودی رهبر گله مجبور به پرداخت غرامتی سنگین می شود و گاهی از شدت بی توجی و انزوا دق کرده و می میرد. در زمان شکار نیز گرگ ها بسیار منضبط رفتار می کنند به طوریکه اگر اعضای یک گله تصمیم حمله به شکاری بزرگ و قوی را داشته باشند، اعضای گله های دیگر نیز با آنها همکاری می کنند.

گرگ رهبر و  رفتار گله

از جمله موارد جالب و آموزنده دیگر در خصوص گرگها، رفتار این حیوان در شرایط سخت زمستان است. در تصویری که مربوط به حرکت یک گله در زمستان است، می توان به خوبی چیدمان هوشمندانه گله را مشاهده نمود.

در این گله در ابتدا و جلوتر از همه سه گرگ ضعیف در حال حرکت هستند، که اگر گرفتار کمین حیوانات دیگر قرار گرفتند و یا اینکه با خطر ریزش بهمن روبرو شدند، اول آنها کشته شوند. مسئولیت دیگر این سه ، کوبیدن برف مسیر برای سایر اعضا گله است. پشت سر آنها پنج گرگ با تجربه و مبارز قرار دارند و در وسط یازده گرگ ماده در موقعیتی امن به راه خود ادامه می دهند. پنج گرگ مبارز و قوی دیگر نیز در پشت سر گرگهای ماده در حال حرکت هستند. در انتهای گله، گرگی که با مسافت بیشتری پشت سر بقیه اعضا در حال حرکت است، رهبر گله می باشد. او در انتهای صف تمام اعضا را مشاهده می کند و ناظر شرایط می باشد.

رهبری یک تیم به این معنی نیست که همیشه جلوتر از بقیه اعضا باید قرار گرفت. گاهی مواقع باید موقعیت رو به جلو را برای تیم فراهم نمود و در انتها نظاره گر رفتار اعضا بود.

دسته :  مهارت های شغلی

دیدگاه ها

  • ارسال شده در آذر ۱۶, ۱۳۹۴ ۱۵:۳۳

    کهکشان

    کار جمعی گرگ ها حرف ندارد! وقتی به شکار می روند انگار به یک ستون منظم سرباز نگاه می کنیم. بنظر می رسد به شکار توجه ندارند و طبق دیسپلین طراحی شده حرکت می کنند و میدانند که ممکن است شکار نزدیک آنها باشد ولی پیروی از انظباط گروهی مهمتر است و مجددا همان شکار به انضمام شکار های دیگر را نصیب آنها خواهد کرد.بی جهت نمی دوند و خود را خسته نمی کنند بلکه آهسته و پیوسته می دوند و گام های خود را حساب می کنند. بیشتر "قدم رو " می روند . مسافتی را که باید بدوند را مهندسی می کنند. بیشتر سعی می کنند شکار بدود تا خسته شود . آرامش خود را حفظ می کنند و هیجان زده نمی شوند. درست مانند بازیکنان یک تیم فوتبال باشگاه های اروپا بازی می کنند. همه بدنبال توپ نمی دوند بلکه جا گیری می کنند تا توپ خودش به آنها برسد.دارای دید کناری قوی هستند و می توانند هنگام حرکت بدون اینکه سر خود را به اطراف بگردانند مراقب اطراف خود باشند و حرکات بقیه گرگ ها را هم زیر نظر داشته باشند.انگار یک روخ جمعی آنها را هدایت می کند. مشخص نیست چگونه در هنگام شکار با هم ارتباط برقرار می کنند تا همه چیز در سکوت باشد. شکار بظاهر بی رویه آنها نیز کاملا بر اساس زندگی گروهی طراحی شده است و غریزی است . اولین گرگ که به شکارها رسید بدون درنگ مشغول کشتن همه آنها می شود چون میداند بقیه هم توی راه هستند پس بجای آنها هم شکار می کند.گرگ منجی مرگ حیوانات هم هست. وقتی خیوانی پیر می شود و قادر به تغذیه نیست و مرگ دردناک بر اثر گرسنگی منتظر اوست گرگ مانند یک فرشته ظاهر می شود و او را از درد و رنج می رهاند.او رفتگر طبیعت است. با شکار حیوانات مریض و بیمار باعث احیای نژاد بقیه گله می شود. گرگ در نزد سرخپوستان آمریکای شمالی سمبل خرد شمرده می شود