پوریا پرهیزکار

منو

سازماندهی گروهی و گرگ ها

سازماندهی را می توان نظم و ترتیب دادن به فعالیت ها و تقسیم وظایف میان افراد، به منظور دستیابی به اهداف معین دانست، که بر اساس قواعد مشخصی صورت می پذیرد.

در واقع، سازماندهی را می توان شکلی از رهبری دانست، که به گروه یا سازمان امکان می دهد تا منابع خود را به قدرت تبدیل نموده و از آن برای دست یابی به اهداف، استفاده نماید.

لزوم اجرای سازماندهی در گروه یا سازمان از آن جهت است که، چون افراد به طور انفرادی از لحاظ هوش، توانایی و تجربه حرفه ای متفاوت می باشند، به این وسیله می توان از قابلیت آنها به صورت مناسب و شایسته تری استفاده نمود.

بدین منظور، مدیران باید به اتخاذ چهار تصمیم اساسی بپردازند و بر آن اساس اقدام نمایند:

  • نخست تشخیص فعالیت های ضروری و اینکه آیا کار سازمان باید به وظایف تخصصی تقسیم بندی شوند.
  • در درجه بعد، چنانچه سازمان خیلی کوچک نباشد، تعیین آنکه وظایف به چه صورت باید گروه بندی شوند.
  • پس از آن، مشخص نمودن تعداد افراد و مشاغلی که به یک گروه تبدیل خواهند شد.
  • در انتها، تعیین شیوه ای که قرار است بر آن اساس تصمیم گیری شود.

انواع ساختار سازماندهی

فرایند بازآرایی میان اجزاء بر اساس دو نگرش سنتی و نوین قابل اجرا می باشد، که هر روش خود بر اساس سبک های مختلفی قابل تقسیم بندی می گردد.

  • روش سازماندهی سنتی:
  • مبناء وظیفه، واحدهای سازمانی بر مبنای وظایف طراحی و ایجاد می شوند.
  • مبناء محصول، واحد های سازمانی بر اساس انواع محصول و خدمات ایجاد می شوند.
  • مبناء نواحی جغرافیا، فعالیت های سازمان در هر ناحیه یا منطقه گروه بندی می شوند.
  • مبناء مشتری، دسته بندی فعالیت ها بر مبناء مشتریان انجام می شود.
  • مبناء بازار، فعالیت های سازمان بر اساس بازار و مجاری بازاریابی صورت می پذیرد.
  • مبناء زمان، فعالیت ها بر اساس زمان اجرای آنها دسته بندی می شوند.
  • مبناء فراگرد، فعالیت ها بر اساس فراگرد تولید یا وسایل مورد نیاز برای تولید دسته بندی می شوند
  • روش سازماندهی نوین:
  • مبناء پروژه ای، کل سازمان به بخش های کوچکتری تقسیم بندی می شود.
  • مبناء خزانه ای، افراد سازمان تحت دو نوع سرپرستی قرار می گیرند، از نظر تخصصی زیر نظر مدیر خزانه و از نظر برنامه تحت نظر مدیر پروژه
  • مبناء گروه های متداخل، سازمان به صورت شبکه ای فعالیت می نماید، فردی که در یک بخش رئیس است در بخش دیگر به عنوان مرئوس می باشد.
  • مبناء ساختار تیمی، سازمان به مجموعه های تخصصی دائم یا موقت تقسیم شده و به همکاری با یکدیگر می پردازند.
  • مبناء ساختار شبکه ای، ارتباط اجزای سازمان از طریق هسته مرکزی انجام می شود.
  • مبناء دانش، اجزای سازمان به صورت الکترونیکی با همدیگر به تعامل می پردازند.

سازماندهی گروهی در گله گرگ ها

بشر در طول تاریخ، در بسیاری از موارد با الهام گرفتن از طبیعت، زندگی خود را پیش برده و نکات بسیاری آموخته است، که نتیجه آن دستاورد های مختلفی بوده است. به عنوان مثال، وجود پرندگان و تقلید از آنها، امروزه توان پرواز کردن به انسان را داده است.

همین موضوع دلیلی بر آن شده، تا دانشمندان علوم رفتاری در شرایط مختلف زیستی به بررسی رفتار حیوانات بپردازند، و  از آنجایی که گرگ حیوانی باهوش و اجتماعی است، نکات قابل توجه بسیاری در رفتار آن وجود دارد.

گرگ ها به صورت گروهی زندگی می کنند، و در رفتار گروهی این حیوان مفاهیمی مانند اراده، عمل و مدیریت از روی دور اندیشی به خوبی نمایان است. به طوریکه در هر گروه سلسله مراتب و جامعه طبقاتی به خوبی تنظیم شده است.

اعضاء هر گله به طور متوسط در حدود ۲۰ گرگ می باشند، که یک گرگ مونث غالب رهبری آنها را بر عهده دارد. ارزش قلمرو و فرماندهی گله باعث می شود، تا رهبر گروه بسیار مستبد باشد.

آنها متمدن ترین حیوانات در قوانین زندگی اجتماعی هستند، و کاملا بر مبنای عقائدشان عمل می کنند. در یک گله، یک عضو خائن یا تنبل از روی قوانین خاصی تنبیه می شود، و برای هر جرمی، مجازات مشخصی در نظر گرفته می شود.

به یک گرگ تنها زمانی حق انتخاب جفت داده می شود، که ابتدا توانمندی خود را ثابت نماید. آنها همچنین، بچه های ناقض و ضعیف خود را می کشند، چرا که طاقت زجر کشیدن و به پستی افتادن آنها را ندارند.

رهبری در گله گرگ ها

از جمله موارد جالب و آموزنده دیگر، رفتار این حیوان در شرایط سخت زمستان می باشد. در تصویر زیر که مربوط به حرکت یک گله در زمستان است، به خوبی می توان چیدمان هوشمندانه گله را مشاهده نمود.

سازماندهی گروهی در گرگ ها

در ابتدا و جلوتر از همه سه گرگ ضعیف در حال حرکت هستند، که اگر گرفتار کمین حیوانات دیگر قرار گرفتند و یا اینکه با خطر ریزش بهمن روبرو شدند، اول آنها کشته شوند.مسئولیت دیگر این سه، کوبیدن برف مسیر برای سایر اعضا گله است.

پشت سر آنها، پنج گرگ با تجربه و مبارز قرار دارند و در وسط یازده گرگ ماده در موقعیتی امن به راه خود ادامه می دهند. پنج گرگ مبارز و قوی دیگر نیز در پشت سر گرگهای ماده در حال حرکت هستند.

در انتهای گله، گرگی که با مسافت بیشتری پشت سر بقیه اعضا در حال حرکت است، رهبر گله می باشد. او در انتهای صف تمام اعضا را مشاهده می کند و ناظر شرایط می باشد.

نکته مهم در رفتار این حیوان، مکان حرکت رهبر گله است. رهبری یک تیم همیشه به این معنا نمی باشد که جلوتر از بقیه قرار گرفت. گاهی مواقع باید موقعیت رو به جلو را برای تیم فراهم نمود و در انتها نظاره گر رفتار اعضا بود.

دسته :  مهارت های شغلی

دیدگاه ها

  • ارسال شده در آذر ۱۶, ۱۳۹۴ ۱۵:۳۳

    کهکشان

    کار جمعی گرگ ها حرف ندارد! وقتی به شکار می روند انگار به یک ستون منظم سرباز نگاه می کنیم. بنظر می رسد به شکار توجه ندارند و طبق دیسپلین طراحی شده حرکت می کنند و میدانند که ممکن است شکار نزدیک آنها باشد ولی پیروی از انظباط گروهی مهمتر است و مجددا همان شکار به انضمام شکار های دیگر را نصیب آنها خواهد کرد. بی جهت نمی دوند و خود را خسته نمی کنند بلکه آهسته و پیوسته می دوند و گام های خود را حساب می کنند. بیشتر "قدم رو " می روند . مسافتی را که باید بدوند را مهندسی می کنند. بیشتر سعی می کنند شکار بدود تا خسته شود . آرامش خود را حفظ می کنند و هیجان زده نمی شوند. درست مانند بازیکنان یک تیم فوتبال باشگاه های اروپا بازی می کنند. همه بدنبال توپ نمی دوند بلکه جا گیری می کنند تا توپ خودش به آنها برسد. وقتی خیوانی پیر می شود و قادر به تغذیه نیست و مرگ دردناک بر اثر گرسنگی منتظر اوست گرگ مانند یک فرشته ظاهر می شود و او را از درد و رنج می رهاند.او رفتگر طبیعت است. با شکار حیوانات مریض و بیمار باعث احیای نژاد بقیه گله می شود. گرگ در نزد سرخپوستان آمریکای شمالی سمبل خرد شمرده می شود