آخرین تانگو در پاریس به کارگردانی برناردو برتولوچی، فیلمی با روایتی از داستان عشق و خیانت

0
2539

آخرین تانگو در پاریس (Last Tango in Paris)، محصول سال ۱۹۷۲، به کارگردانی برناردو برتولوچی (Bernardo Bertolucci)، روایتی از آشنایی ناخواسته دو انسان از دو نسل متفاوت را به نمایش می کشد.

این اثر، جزء زیباترین آثار تاریخ سینما شناخته می شود، که با داشتن نگاهی ریز بینانه به روابط بشری دنیای امروزه، تنهایی آنها را به زیبایی بیان می کند.

آخرین تانگو در پاریس نامزد دریافت دو جایزه اسکار و دارای رتبه ۷.۲ از ۱۰ در بانک اینترنتی اطلاعات فیلم (IMDB)، می باشد، و در آن مارلون براندو (Marlon Brando)، و ماریا اشنایدر (Maria Schneider)، به ایفای نقش پرداخته اند.

مروری مختصر بر داستان آخرین تانگو در پاریس

داستان فیلم با آشنایی دو انسان از دو نسل متفاوت آغاز می شود، که هر دوی دارای زخم روحی می باشند، و درد سنگینی را تحمل می کنند.

دو شخصیت اصلی داستان که برای اجاره یک آپارتمان به ساختمانی رفته اند، به صورت کاملا تصادفی یکدیگر را ملاقات می کنند و این آغازی می شود برای ایجاد یک رابطه نامعلوم میان آنها.

پاول (مارلون براندو)، که از حادثه دردناک خودکشی همسرش دچار شوک شده، با جین (ماریا اشنایدر)، که سر درگم رابطه ای عاطفی با یک جوان کم تجربه است آشنا می شود.

در نگاه اول ایجاد رابطه میان یک مرد ۴۵ ساله با دختری ۲۰ ساله غیر محتمل به نظر می آید. اما رابطه ای عجیب میان آنها شکل می گیرد.

رابطه ای که آن دو حتی نام خود را نمی گویند، ولی بایکدیگر قرار ملاقت های پی در پی می گذارند و وارد رابطه ای پیچیده می شوند.

بی شک یکی از ماندگار ترین صحنه های فیلم  آخرین تانگو در پاریس را می توان زمانی دانست، که پاول با جسد همسرش شروع به صحبت می کند. او با حسی از خشم و اندوه می گوید:

در ادامه مطالعه نمایید:  پدرخوانده روایتی از رهبری در مافیا و مسیر دست یابی به قدرت، به کارگردانی فورد کوپولا

شاید روزی قادر به فهم حقیقت جهان شوم، اما هیچ وقت حقیقت تو را درک نخواهم کرد. 

پاول، ناتوان در درک این موضوع است، که چرا همسری را که دوست داشته به او خیانت می کرده؟

چرا هیچ وقت همسرش او را از ته دل دوست نداشته؟

و اینکه حالا چرا با مرگ خود او را تنها گذاشته و ترک نموده است.

خشم و اندوه اش، او را به مرد بدبینی تبدیل نموده که دیگر فقط در صدد انتقام از جنس زن است، و دیگر نمی تواند هیچ زنی را دوست بدارد.

از طرف دیگر، جین نیز که از صحبت های پوچ نامزد جوان و ناپخته اش خسته شده و رفتار او را به حساب بی تجربگی اش در زندگی می گذارد.

در ملاقات با پاول، تصور می کند که می تواند به او به عنوان یک مرد کامل و تکیه گاهی نگاه کند، که همین موضوع باعث ایجاد علاقه ای در جین نسبت به پاول می شود.

اما، داستان فیلم از لحظه ای که این دو به یکدیگر اعتماد می کنند و نام خود را به یکدیگر می گویند، روند معکوس طی می کند. حالا دیگر این پاول است که عشق دختری جوان را دل حس می کند.

در حالیکه جین با تصور آنکه از او سوء استفاده شده، به فکر ترک رابطه می باشد، و این موضوع پایانی دردناک که به کشته شدن پاول منجر می شود، را برای فیلم به همراه می آورد.

آخرین تانگو در پاریس اثر برناردو برتولوچی داستان عشق دو نسل متفاوت

تحلیل کوتاه بر داستان آخرین تانگو در پاریس

آخرین تانگو در پاریس را می توان روایت گر داستانی عشق و خیانت دانست. خیانتی از طرف جنس زن، خیانت زنی به همسرش و دختری به نامزدش.

شخصیت اول داستان، که نقش آنرا مارلون براندو ایفا می کند، دوران کودکی سختی را به همراه داشته. مادر او زنی لاابالی، و پدرش مردی دائم الخمر و خشن بوده اند.

در ادامه مطالعه نمایید:  همشهری کین برترین فیلم تاریخ سینما، روایت کننده داستان تلخ تنهای یک انسان ثروتمند

در نتیجه او دوران کودکی سرشار از تحقیر را پشت سرگذاشته، و نداشتن مادری مهربان و دلسوز، پاول را به مردی تبدیل نموده که از درون دارای خشم بسیاری نسبت به زن ها می باشد.

به علاوه، نبود محبت مادری در دوران کودکی، شخصیت پاول را به صورت وابسته و دارای چسبندگی عاطفی تغییر داده است.

او در هر دو ارتباطه اش در طی داستان، در ابتدا نگاه جنسی به زن داشته، اما هنگام مواجه با حس از دست دادن، رفتارش تغییر می کند.

از سمت دیگر، دخترک داستان نیز با داشتن پدری نظامی و مستبد در کودکی، تبدیل به فردی با شخصیت سلطه پذیر شده است.

جین که در رابطه ای نامعلوم با پسرک خامی به سر می برد، هنگام مواجه با پاول، جذب شخصیت سلطه جوی می شود، که او را به یاد پدرش می اندازد.

سلطه جوی و سلطه پذیری میان این دو پس از مدتی تبدیل به بازی روانی آزارگری – آزارخواهی (Sadomadochism) می شود.

پاول در هر فرصتی منتظر است تا جین را تحقیر کند، به طوریکه در تمامی رفتارهایش به خوبی نوع وحشیگری نمایان است.

اما در مقابل جین هر چه بیشتر تحقیر می شود، بیشتر مجذوب رابطه می گردد. رفتارهای او همانند کودکی است که تشنه توجه از طرف والدین است.

اما هر بار دچار بی توجهی و بی مهری قرار می گیرد، و این موضوع او به سمت تلاش بیشتر برای دریافت محبت سوق می دهد.

دیدگاه شما چیست

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید