قدرت عادت و چرایی کارهایی که در زندگی و کسب و کار انجام می دهیم به قلم چارلز داهیگ

2
1378

قدرت عادت (The Power of Habit)، نام کتابی است که به پرسش و چرایی درباره کارهای مختلف که افراد در زندگی خود انجام می دهند، می پردازد و با شناسایی زمینه های ایجاد عادت های مثبت و منفی در زندگی، روشی برای تغییر آنها ارائه می نماید.

نویسنده این کتاب چارلز داهیگ (Charles Duhigg)، فارغ التحصیل رشته کسب و کار از دانشگاه هاروارد است، که پس از تحقیقات علمی گسترده ای، با انتشار این اثر در سال ۲۰۱۲ الگوی روانشناختی در خصوص ایجاد و تغییر عادت معرفی می نماید.

قدرت عادت در لیست کتاب های تاثیرگذار برای مدیران دانشگاه هاروارد قرار داشته و در پشت آن عنوان شده است:

در این کتاب، چارلز داهیگ به حقیقت اعجاب‌آوری پرداخته است، اینکه افراد تنها زمانی می توانند موفق شوند، که الگوهای شکل دهنده به زندگی را بشناسند، یادبگیرند و چگونه آنها را تغییر دهند.

این ایده، که شما حقیقتا می‌توانید عادات خود را تغیر دهید، موضوع تحقیقات گسترده‌ای در شاخه‌های مختلف علم از جمله عصب‌شناسی و روانشناسی بوده است. 

فهرست مطالب کتاب قدرت عادت

پیشگفتار: درمان عادت

بخش اول: عادت‌های اشخاص

فصل ۱) چرخه عادت؛ عادت‌ها چگونه کار می‌کنند

فصل ۲) مغز مشتاق؛ چگونه عادت‌های جدید ایجاد کنیم

فصل ۳) قانون طلایی چرخه عادت؛ چرا دگرگونی اتفاق می‌افتد

بخش دوم: عادت‌های سازمان‌های موفق

فصل ۴) عادت‌های زیربنایی، یا تصنیف پاول اونیل؛ چه عادت‌هایی بیشتر از همه اهمیت دارند

فصل ۵) استارباکس و عادت‌های موفق؛ وقتی که قدرت اراده خودکار می‌شود

فصل ۶) قدرت یک بحران؛ چگونه رهبران از طریق حوداث، عادت‌ها را طراحی و ایجاد می‌کنند

فصل ۷) چگونه پیش از اینکه کاری کنید، «تارگت» می‌داند چه می‌خواهید؛ چگونه شرکت‌ها عادت‌ها را پیش‌بینی (و دستکاری) می‌کنند

بخش سوم: عادت‌های جوامع

فصل ۸) کلیسای سدل‌بک و تحریم اتوبوس مونتگومری؛ جنبش‌ها چگونه رخ می‌دهند

فصل ۹) نورولوژی اراده‌ی آزاد؛ آیا ما مسئول عادت‌های خود هستیم؟

در ادامه مطالعه نمایید:  تحلیل رفتار متقابل نظریه در خصوص بررسی نحوه برقراری ارتباط میان افراد

قدرت عادت چرایی کارهایی که انجام می‌دهیم، کتابی در زمینه شناساسی عادات مثبت و منفی

بخش های از کتاب قدرت عادت

چارلز داهیگ در ابتدا با بیان این مطلب که هر عادتی قابل تغییر است، تنها شرط آنرا تقسیم به اجزای تشکیل دهنده و سپس کنترل هر بخش به صورت مجزا می داند. در حقیقت با این روش می توان نیروی عادت را در جهت مثبت مهار نموده و مورد استفاده قرار داد.قدرت عادت

اکثر افراد آنگونه که می دانند سبک صحیح زندگی چیست، رفتار نمی کنند. آنها در نحوه کارکردن، خوردن، خوابیدن یا تفریح کردن، طبق دانسته های درست خود عمل نمی کنند، که دلیل آن داشتن عادات منفی است. قدرت عادت

بنابراین، اگر هر فردی متوجه توانایی تغییر عادات خود شود، در انتخاب رفتار و سبک زندگی خود آزاد است. داهیگ عنوان می کند، کلید ایجاد یک عادت یا شکستن آن، چرخه عادت است، که برای ایجاد آن، نیاز به یک محرک اولیه است. یک فعالیت تکراری و یک پاداش، به همراه میل و اشتیاق که چرخه را به حرکت وادارد.

محرک اولیه همان عامل شروع کننده چرخه است، روندهای تکراری عادات را شکل می دهند و پاداش اتفاق مثبت بعد از روند تکراری است. در واقع هر فردی زمانیکه برای خود هدفی مشخص می نماید، باید هم زمان در خود عادت جدیدی برای رسیدن به آن هدف ایجاد نماید.

به عنوان مثال، به جای آنکه تصمیم به کاهش وزن بگیرد و  فقط هدفی تعیین نماید، تصمیم بگیرد هر روز چای سبز را جای گزین چای سیاه نموده و عادت جدیدی در زندگی خود ایجاد کند.

در حقیقت، این عادت ها هستند که سبک و کیفیت زندگی هر فرد را مشخص می نماید، چرا که آنها حدود ۴۵ درصد فعالیت های روزانه شکل می دهند. این عادت های به ظاهر کوچک هستند، که می توانند آینده یک فرد را بسازند یا به کل نابود نمایند. قدرت عادت

در حالیکه، بسیاری از افراد بر این باورند که توانایی تغییر عادات بد خود را ندارند، نتیجه تحقیقات نشان می دهد، سوخت تغییرات بزرگ همان عادات کوچک هستند.

در ادامه مطالعه نمایید:  کارل گوستاو یونگ بنیانگذار روانشناسی تحلیلی و آشنایی با برخی از نظریاتش

هر عادت کوچکی یک مزیت کوچک به همراه دارد، که خود عامل ایجاد یک عادت کوچک دیگر و یک مزیت دیگر خواهد بود. بنابراین عادات کوچک، با ایجاد الگویی به فرد می قبولانند موفقیت بزرگی در راه است.

اما آنچه در ایجاد یک چرخه عادت دارای اهمیت است، شناسایی محرک اولیه و پاداش مناسب برای رسیدن به آن هدف می باشد. داهیگ عنوان می نماید، هر محرکی معمولا در یکی از پنچ گروه زیر تقسیم بندی خواهد شد:

  • زمان خاصی
  • مکان خاصی
  • حضور فرد خاصی
  • ایجاد حس خاصی
  • رفتار خاصی

به عنوان مثال، فردی تصمیم می گیرد صبح ها ورزش کند. او می تواند لباس ورزش خود را در کنار تخت قرار دهد، تا به محض بیدار شدن و دیدن آن، به همراه یکی از دوستانش برای دویدن به پارک رود. در این مثال، چندین محرک با یکدیگر همراه شده اند، یک زمان، یک مکان و حضور یک فرد.

شناسایی پاداش، برای هر فعالیتی به آسانی نیست. تنها زمانی می توان رفتاری را جایگزین نمود، که از پاداش آن آگاهی داشت. در واقع، وقتی از محرک و پاداش اطلاع داشت، می توان با ثابت نگه داشتن آنها، فقط رفتار را تغییر داد.

قانون طلایی تغییر عادت عنوان می کند، اگر همان محرک اولیه و همان پاداش حفظ شود، می توان روند فعالیت بین آن دو را تغییر داد. نکته مهم داشتن برنامه ی مشخص برای هنگامی است، که آن میل ایجاد می شود، و دانستن اینکه در آن زمان چگونه باید عمل نمود.

2 ديدگاه

دیدگاه شما چیست

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید