مغلطه یا سفسطه کردن در مناظره چیست و چگونه می توان مانع اجرای آن شد

4
7696

مغلطه (Fallecy) یا سَفسَطه کردن در مناظره به منظور خارج شدن از مسیر اصلی صورت می گیرد، در واقع آن قسمتی از بحث، که به طور قابل ملاحظه ای دارای مشکل منطقی می باشد را شامل می گردد.

نکته جالب ریشه کلمه سفسطه است، این کلمه به سوفیسطاییان باز می گردد، دانشمندانی که در نیمه دوم قرن پنجم قبل از میلاد می زیستند.

سوفیسطاییان در سوء استفاده از سخنرانی ها و قانع سازی مخاطب به توانایی رسیده بودند، که تصور می کردند انسان می تواند هر آنچه را بخواهد درست یا نادرست جلوه دهد.

به عبارت دیگر، مغلطه کردن را می توان نتیجه گیری غلط از شروعی درست دانست، که آگاهی داشتن نسبت به آن باعث می شود تا در مناظره طرف مقابل نتواند با استفاده از این روش نتیجه را به نفع خود تغییر دهد.

در حقیقت، شناخت مغلطه بخش مهمی از تفکر نقادی است، که باعث تبحر بهتر در بحث و گفتگو می شود.

مغلطه یا سفسطه کردن در گفتگو به چه معناست

آشنایی با برخی مغلطه های متداول در مناظرات

پهلوان پنبه یا حلمه به مرد پوشالی (Straw Man)، جزء دسته مغالطه های نقادی شناخته شده، و هنگامی عنوان می گردد که فردی در مواجه با ادعایی مخالف میل خود، که توانایی نقد آنرا ندارد، از یک ادعای ضعیف برای انتقاد استفاده می نماید. در حقیقت یک ادعای ضعیف را به جای ادعای اصلی مورد انتقاد قرار می دهد.

الگوی منطقی حمله به مرد پوشالی را می توان بدین صورت در نظر گرفت:

  • شخص A ادعای اولیه X را مطرح میکند.
  • شخص B ادعای ثانویه Y را که برداشتی مغشوش از X است و معمولاً شبیه X است ولی خود X نیست مطرح میکند.
  • شخص B ادعای Y را رد میکند.
  • شخص B نتیجه میگیرد که ادعای X نادرست بود است

تعمیم شتابزده یا تعمیم ناروا (Hasty Generalization)، جزء دسته مغالطه های ربطی شناخته شده و هنگامی عنوان می شود که فردی از جزئیات محدود و ناکافی موضوعی را به کلیات بسط می دهد. به عبارت دیگر، در شرایطی که یک حکم کلی به واسطه چند نمونه ناکافی صادر می گردد.

در ادامه مطالعه نمایید:  قانون پارکینسون در مدیریت زمان چیست و چگونه می توان زمانبدی مناسب تری برای افزایش بهره وری داشت

الگوی منطقی تعمیم ناروا را می توان بدین صورت در نظر گرفت:

  • نمونه آماری S که شمار اجزائی ناکافی دارد از جمعیت آماری P جدا می شود.
  • حکمی با استناد به اینکه آن حکم بر نمونه آماری S  صدق میکند، به کل جمعیت آماری P ارتباط داده می شود.

توسل به اکثریت یا توسل به مقبولیت (Ad Populum)، جزء دسته مغالطه های استدلال پیش فرض نادرست شناخته شده و هنگامی عنوان می شود که فردی مورد پذیرش بودن یک موضوع برای اکثریت عموم، را دلیل بر صحت آن عنوان می کند. به بیان دیگر، هر موضوعی که اکثریت موافق را داشته باشد، درست خواهد بود.

الگوی منطقی توسل به مقبولیت را می توان بدین صورت عنوان نمود:

  • شخص A در استدلالی گزاره P را مطرح میکند.
  • برای اثبات گزاره P ادعا میکند که P مورد قبول اکثریت است.

توسل به نادانی یا توسل به جهل (Ad Ignorantiam)، جزء دسته مغالطه های ادعای بدون استدلال شناخته شده و هنگامی عنوان می گردد که فردی ادعا می کند موضوعی درست است، چرا که خلاف آن اثبات نشده است. در حقیقت از آنجایی که طرف مقابل مناظره توان اثبات خلاف آن موضوع را ندارد، مدعی درست بودن آن می شود.

الگوی منطقی توسل به جهل را می توان بدین حالت در نظر گرفت:

  • شخص A ادعا میکند گزاره P درست است.
  • چون P~ (خلاف P) اثبات نشده است.

حمله شخصی یا شخص ستیزی (Ad Hominem)، جزء دست مغالطه های مقام دفاع شناخته شده و هنگامی عنوان می شود که فردی به جای نقد کردن استدلال طرف مقابل، به شخصیت وی حمله می کند تا استدلال مطرح شده به حاشیه رانده شود. در واقع با پررنگ جلوه دادن یک نقطه قابل انتقاد در شخصیت طرف مقابل، ادعای وی را نادیده در نظر می گیرد.

الگوی منطقی شخص ستیزی را می توان بدین صورت عنوان نمود:

  • شخص A ادعای X را مطرح میکند.
  • شخص B حمله ای به شخصیت A میکند.
  • شخص B نتیجه میگیرد که X نادرست است.
در ادامه مطالعه نمایید:  جعبه لایتنر ابزاری برای یادگیری پایدار بر اساس منحنی فراموشی در ذهن انسان

خودت هم همینطور (Tu quoque)، جزء دسته مغالطه های مقام دفاع شناخته می شود و هنگامی مطرح می گردد که فردی تلاش می کند تیغ انتقاد را با یک حمله به سوی فرد منتقد بازگردانده و از زیر انتقاد فرار کند. عبارت Two wrongs make a right در زبان انگلیسی بیانگر این نوع از مغلطه می باشد، چرا که فرد مورد انتقاد، هنگامیکه به منتقد خود می گوید که همان نقد بر او نیز وارد است، فرض را بر این می گذارد که چون هر دو نفر شامل نقد می شوند پس انتقاد درستی نمی باشد.

الگوی منطقی خودت هم همینطور را می توان بدین صورت عنوان نمود:

  • شخص A گزاره ای انتقادی مانند X را برای شخص B مطرح میکند.
  • شخص B ادعا میکند که انتقاد X بر خود شخص A نیز وارد است.
  •  انتقاد X نا وارد به شمار می رود.

تمثیل یا قیاس مع الفارق (False Analogy)، جزء دسته مغالطه های ربطی شناخته می شود و هنگاری رخ می دهد که فردی با اشاره به تشابهی میان دو موضوع عنوان می کند که تشابهات بیشتری نیز میان آنها وجود خواهد داشت. در حقیقت، حکم یک موضوع به موضوع دیگری ارتباط داده می شود، بدین دلیل که در یک وجه دارای تشابه می باشند.

الگوی منطقی تمثیل را می توان بدین گونه مطرح نمود:

  • شخصی مانند A استدلالی مبتنی بر تمثیل همچون R را مطرح میکند.
  • در R میان اصل و فرع تشابهات زیادی وجود ندارند یا تفاوت های بنیادینی نادیده گرفته شده اند.

4 ديدگاه

  1. سلام
    عالی بود توضیحات
    من میخواستم بدونم مورد زیر هم جز سفسطه قرار میگیرد یا خیر:
    اینکه از طرف مقابل بخواهی متناسب با یک مدرک ثبت شده که در دست همان طرف مقابل و شخص سومی است که شما از آن مطلع هستید، کاری را انجام دهد
    اما ایشان با عنوان کردن نبود آن مدرک، نتیجه گیری کند که کار دیگری باید انجام شود که نتیجه و روند کار کاملا متفاوت از کار اصلی میگردد
    اگر در مرحله اول فرض کنیم اذعان به نبود مدرک و بی اطلاعی از آن توسط شخص مقابل، به دلیل فراموشی شخص انجام شود و شما با یادآوری محل ثبت مدرک جهت از بین بردن فرض احتمالی فراموشی وجود مدرک، بخواهید صرفا یادآوری را انجام دهید تا بتوانید اصل فراموشی را از بین ببرید
    اما شخص اصرار نماید که مدرک مورد نظر را ندارد-احتمالا بدون بررسی محل ثبت یا حتی با دانستن و کتمان- پس آنگاه مسیر انجام آن کار به گونه ای دیگر میشود، و بر این روند جدای مدرک ثبت شده اصرا نماید، آیا این مورد هم جز زیر مجموعه سفسطه قرار میگیرد؟

    • سرکار خانوم. موردی که شما عنوان می فرمایید بیشتر به دروغ گویی فرد مربوط می شود و به نظر من اصلا استدلالی صورت نگرفته است که در انتها شخص بخواهد مغالطه کند!

دیدگاه شما چیست

لطفا دیدگاه خود را بنویسید
لطفا نام خود را وارد کنید